سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
25
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)
نصر ( يارى كرد يكمرد غائب در زمان گذشته ) . نصرا ( يارى كردند دو مرد غائب در زمان گذشته ) . نصروا ( يارى كردند مردان غائب در زمان گذشته ) . تا آخر صيغههاى چهاردهگانه . و بر اين امثلهاى كه ذكر شد امثله فعلهاى افعل و فاعل و فعلل و تفعلل و افتعل و انفعل و استفعل و افعللّ و افعوعل و همچنين امثله باقى افعال را قياس كن . و حركت الفهاى ابتداء اين افعال را در نظر نگير زيرا آنها زائده بوده كه در ابتداء آمدهاند و در وسط كلام ساقط و حذف مىشوند . شرح تعريف فعل ماضى : فعل ماضى فعلى است كه دلالت كند بر انجام كارى در زمان گذشته و آن يا معلوم بوده و يا مجهول مىباشد : ماضى معلوم : آنست كه براى فعل بنا شده باشد و علامتش اينستكه يا حرف اوّلش مفتوح است مانند : نصر ، ضرب ، اكرم . و يا اوّلين حرف متحرّكش مفتوح است مثل : انصرف ، اكتسب ، استخرج . در اين سه فعل اولين حرف متحرّك آنها عبارتست از ( صاد ) در « انصرف » و ( تاء ) در « اكتسب » و « استخرج » زيرا همزههاى آنها وصل بوده كه در وسط عبارت و كلام حذف و ساقط مىشوند پس اعتبارى به بود يا نبود آنها نيست و حروف بعد از همزه يعنى ( نون ) در « انصرف » و ( كاف ) در « اكتسب » و ( سين ) در « استخرج » نيز ساكن بوده نه متحرّك پس اوّلين حرف متحرّك آنها همان حروفى است كه ذكر شد .